بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم») با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم» فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.
13/4/87
اصل 22
حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي كه قانون تجويز كند.
اصل 23
تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
اصل 24
نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن كه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد تفصيل آن را قانون معين ميكند.
اصل 25
بازرسي و نرساندن نامهها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع ست مگر به حكم قانون.
اصل 26
احزاب، جمعيتها، انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهور اسلامي را نقض نكنند. هيچكس را نميتوان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت.
اصل 27
تشكيل اجتماعات و راهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.
اصل 32
هيچكس را نميتوان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين ميكند در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.
اصل 33
هيچكس را نميتوان از محل اقامت خود تبعيد كرد يا از اقامت در محل مورد علاقهاش ممنوع يا به اقامت در محلي مجبور ساخت، مگر در مواردي كه قانون مقرر ميدارد.
اصل 34
دادخواهي حق مسلم هر فرد است و هر كس ميتواند به منظور دادخواهي به دادگاههاي صالح رجوع نمايد. همه افراد ملت حق دراند اين گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هيچكس را نميتواند از دادگاهي كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع كرد.
اصل 35
در همه دادگاهها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايندو اگر تواناي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.
اصل 36
حكم به مجازات و اجراء آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل 37
اصل، برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نميشود، مگر اين كه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل 38
هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند، مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.
اصل 39
هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير، بازداشت، زنداني يا تبعيد شده، به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است.
اصل 40
هيچكس نميتواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد.
اصل 56
حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچكس نميتواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد ميآيد اعمال ميكند.
با سلام
اگر ديده باشيد روانشناسان يك فرمي دارند كه در آن يك سري سوالات مطرح است. با جواب دادن به آن سوالات روانشناسان متوجه ميشوند كه شما چطور آدمي هستيد.
كتاب جريان را مي خواندم كه به قسمت اهل آتش رسيدم. گفتم ببينم كه كدام قسمت آن در من نيست و كدام قسمت در من است. و يا چند درصد در من است. بعضي نبود ولي بعضي تاحدودي ...
حالم گرفته شد. علت عدم بيداري الهي ما اين است كه تا حدودي (درصدي) از اينها در ما است.
به عنوان مثال دروغ. كه صدا سيما با سريالهايش كه مروج دروغ گويي است. و الان كه شايد دروغ شاخدار يك افتخار هم محسوب شود.
بد نيست كه قبل از اينكه زمانمان تمام شود و مورد بازخواست قرار بگيريم خودمان از خودمان تست بگيريم. ببينيم كه چند درصد از اين صفات در ما است. اگر نبود كه خوش به سعادتمان. اما اگر بود توبه كنيم قبل از اينكه زمانمان تمام شود.
اهل آتش
بدا به حال عهد شكنان زيرا خشم الهي برايشان حاضر است. واي بر آنان. واي بر آنان. واي بر آنان.
بدا به حال سركشان زيرا جز تسليم شدگان، رستگار نخواهند شد و سرانجام اينان پشيماني و حسرت خواهد بود.
بدا به حال دنيا پرستان زيرا كه شيطان را به دوستي گرفتهاند.
بدا به حال ترديد كنندگان زيرا روح خويش را بيمار و رنجور ساختند.
بدا به حال آنان كه بر قلبهايشان مهر زدند. زيرا در نفرت خواهند سوخت.
بدا به حال غافلان زيرا حقيقت آشكار است و عذر اينان پذيرفته نخواهد شد.
بدا به حال توبه شكنان زيرا خداوند جهانيان را به بازي و تمسخر گرفتهاند.
بدا به حال انكار كنندگان زيرا خداوند آنان را به حال خود رها و سرگردان ميكند.
بدا به حال متكبران زيرا عظمت بيكران الهي آنان را خوار و ذليل خواهد ساخت.
بدا به حال گنهكاران زيرا رنج دنيا و عذاب آخرت از آن ايشان است.
بدا به حال فريب دهندگان زيرا خداوند اينان را فريب ميدهد و مكر خداوند بس عظيم است.
بدا به حال دروغ گويان زيرا عذابي بزرگ در انتظار ايشان است.
بدا به حال منافقان زيرا لعنت خداوند و آسمانيان چون سايه به دنبالشان است.
بدا به حال نامهربانان زيرا بهشت از محبت آفريده شد و اينان اهل جهنماند.
بدا به حال آزار دهندگان زيرا خداوند آزارشان ميدهد.
بدا به حال كينه توزان زيرا قلبهايشان تاريك و خاموش گشته.
بدا به حال ستمگران زيرا خداوند عادل است و ستم را نميپذيرد.
بدا به حال ناسپاسان زيرا زمين و آسمان، سپاس خداوند گويند، اينان نميبينند.
بدا به حال رياكاران زيرا به خداوند شرك ورزيدند.
بدا به حال خود خواهان زيرا در رنج و اندو خواهند بود.
بدا به حال مايوسان از خداوند زيرا خداوند بخشنده است و اينان خداوند را بخيل پنداشتند و به كفر او وارد شدند.
بدا به حال خود پرستان زيرا شيطان را به فروانروايي خويش برگزيدند.
بدا به حال بد خواهان زيرا فرزندان شياطين محسوب حواهد شد.
بدا به حال هوسرانان زيرا خواسته شيطان را بر خواست پروردگار خويض ترجيح دادند ...
از سخنان ايليا م رام الله ( استاد پيمان فتاحي )
منبع صفحه 102 كتاب جريان هدايت الهي ...
«او»
«هدف ما يكي است و آن، اوست. او كه تنها هدف حقيقي و يگانه حقيقت هستي است. او كه جز او هر چيزي و هر كسي باطل، دروغ و توهّم است. او كه سرچشمه زندگي، شادي و سرور، و لذّت و آرامش است.»
او كه نجات و بيداري است. او كه رستگاري و تعالي بشر است. او كه همه از او ميآيند و به او بازميگردند. او كه همه چيز از اوست. او كه دورياش رنج و عذاب، و جهل و ناتواني است.
او كه حضورش نور است و هدايت. او كه شعورش بيكران و قدرتش نامحدود است. او كه عشق و محبّتش لايزال است. او كه حقيقت هر چيز است. او كه اصل حقيقت وجود من است. او كه نزديكترين است و از من به من هم نزديكتر. او كه زيبا و بيهمتاست. او كه تصوّر ناپذير و وصف ناشدني است...
او كه هر كسي به نامي ميخوانَدَش و همه موجودات او را ميخواهند و ستايش ميكنند. او كه تحت نامها و اشكال گوناگون همان آرزوها و نيازهاي بشر است. او كه همه كس و همه چيز در برابر او رام و تسليم است. او كه همه، خواه ناخواه او را ميجويند.
او را حقيقت ميگويند. خدا ميخوانند. رستگاري و خوشبختي مينامند...
هدف ما، اوست. هدف ما، رسيدن به حضور او، نزديكي به او، و وصل به اوست. هدف ما، بازگشت به او و ظهور اوست.
هدف ما، او،
قصد ما، او،
راه ما، او،
سعي ما، او
و روش ما، اوست.
برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی از تعلیمات استاد فتاح ( پیمان فتاحی )
در کتاب جریان هدایت الهی شرحی از استاد فتاح (استاد پیمان فتاحی ) میباشد.
در این کتاب می خوانیم:
" نزدیکی لحظه به لحظه "
هدف زندگی و راه سرور و رهایی همانا نزدیکی دایمی به خداوند است. انسان باید دایما و در هر لحظه ، در مسیر نزدیکی به خداوند ، حرکت کند. او می بایست در هر حال و در هر زمان به خداوند بازگشته و به او نزدیک شود . هنگام بیداری و خواب ، با سکوت و تفکر ، با رویا و خواب دیدن ، با تغذیه و تنفس ، با عمل و کلام و با کل ابعاد و اجزاء زندگی خود ...
تسلیم جریان هدایت الهی بودن و پیروی کردن از روح ربانی به این معناست که انسان در لحظه به لحظه ی زندگی و با جزء جزء آن ، رشد و تعالی خویش را پیموده و به خداوند نزدیک می شود .
و هنر زندگی متعالی چنین است .
از سری مطالب مکتوب استاد ایلیا میم رام الله (استاد پیمان فتاحی)
از کتاب جریان هدایت الهی
لحظه ای یاد خداوند را رها نکنید، به جلال و بزرگیش قسم لحظه ای رهایتان نمیکند.
این قول خداوند پاک و راستگوست.
(استاد ایلیا م رام الله (پیمان فتاحی))
سلام بر دوستان و همسفران
جمله اول را دقت کنید: لحظه ای یاد خداوند را رها نکنید. معمولا ما چه وقتهایی خدا را فراموش می کنیم/
زمانی که چیزی برایمان بیش از خدا اهمیت داشته باشد؟
زمانی که اهمیت حضور خدا را درک نمیکنیم؟
زمانی که در حد شعور متعارف نیستیم و دنیای وهم و خیال را جدی گرفته ایم؟
زمانی که در نفرت غرق هستیم؟
زمانی که ...
لطفا نظر بدهید که چه زمانی ما به یاد خدا نیستیم.